تبلیغات
آسمان ایران
آسمان ایران

سه پرتو همدلی ، همفکری و همکاری

بی حوصلگی سیاسی و لذت!//غرقم کن ای دریای بی کرانه!

شنبه 16 مرداد 1389

نوع مطلب :عمومی، 

یه عکس جالب تو جام جم زده بودن،خیلی خنده دار و جالب بود،دلم نیومد که شما یکم نخندین!!!!!

ابته الان دیگه حوصله بحث و سیاست و احمدی نژاد و مشایی و یک سری چرندیات دیگه رو ندارم که حرس(نمی دونم املایی درست نوشتم یا نه!) بخورم!الان فقط سعی میکنم لذت ببرم و بخندم!چون ارزشش رو نداشت پست جدا نزدم،پست قبلی رو آپ کردم!اینم عکس

________________________________

بعضی وقتا تو دریا داری شنا میكنی و مد هستش. ولی یهو جزر میشه و جریان آب تو رو به اعماق دریا میكشونه. هر وقت اینجوری میشه دیگه هرچی تقلا كنی نمیتونی خودتو نجات بدی. مخصوصآ اگه از ساحل دور شده باشی...

حالا من كم كم از ساحل دور شدم و منتظر یه جزرم. یه جزر كه منو با خودش تا اعماق دریا ببره و غرقم كنه. یه جزر كه منو از ساحل جدا كنه. از بقیه آدما جدا كنه. یه جزر كه منو با خودش ببره. یه جزر كه با همه ی جزرای دنیا فرق كنه. اگه دریا بخواد... اگه اقیانوس بخواد...

تو كه دریایم شوی دیگر هراسی ندارم از غرق شدن. و تو كه نباشی میترسم. میترسم از نگریستم به جریان رودخانه. تو كه نباشی من حتی از یك جوی آب میترسم. تو كه نباشی از آب متنفر میشوم. میخواهم غرق شوم. غرقی داواطلبانه و با تمام وجود. بیا و درنگ نكن و غرقم كن.

سه نقطه ...


روز مبادا

سه شنبه 5 مرداد 1389

نوع مطلب :عمومی، 

وقتی تو نیستی
نه هست‌های ما
چونان‌که بایدند
نه بایدها ...

مثل همیشه آخر حرفم
و حرف آخرم را
با بغض می‌خورم

عمری‌ست لبخندهای لاغر خود را
در دل ذخیره می‌کنم
باشد برای روز مبادا!

اما
در صفحه‌های تقویم
روزی به نام روز مبادا نیست

آن روز هر چه باشد
روزی شبیه دیروز
روزی شبیه فردا
روزی درست مثل همین روزهای ماست
اما چه کسی می‌داند
شاید امروز نیز
روز مبادا باشد

وقتی تو نیستی
نه هست‌های ما
چونان‌که بایدند
نه بایدها ...

هر روز بی تو
روز مباداست.


حجت الاسلام انجوی نژ‍اد خطاب به آیت الله ایمانی و استاندار فارس : ما غلط بكنیم دیگر در این شهر اعتكاف برگزار كنیم !

یکشنبه 27 تیر 1389

نوع مطلب :عمومی، اخبار، 

مسئول كانون فرهنگی رهپویان وصال ضمن انتقاد از عملكرد نماینده ولی فقیه در استان و همچنین استاندار فارس نسبت به اعتكاف  گفت : سال های پیش ما با مساعدت آیت الله حائری اعتكاف برگزار می كردیم ، ایشان هر ساله دو سوم  هزینه ها را تامین می كردند و ما با هزینه ثبت نام شما معتكفین  بقیه اعتكاف را اداره می كردیم اما آقایان دو سال است كه ما را در بدهكاری قرار داده اند.

image


حجت الاسلام انجوی نژاد در تشریح دیدارهای خود با مسئولین استان اضافه كرد :مگر ما در نشست مشترك با شما نگفتیم از عهده اعتكاف برنمی آییم و شما ها با تحسین از اعتكاف و بارك الله گفتن ، اعلام كردید خدا می رساند ، خدا كه نرساند ! البته خدا به مسئولین می رساند و مسئولین به ما نمی رسانند.
وی افزود : یكی از همین  آقایان در اعتكاف آمدند و به من قول دادند و گفتند حاج آقا  مشكلتان حل است . الان سه هفته گذشته  و ما در فشاریم ،  آن عمده فروش چه گناهی كرده كه ما به هوای قول شما از او خریداری كرده ایم ؟
وی ادامه داد : ما به آقایان گفتیم اعتكاف سیصد میلیون خرج داره و ما با 170 میلیون بدهی اعتكاف پارسال وارد اعتكاف امسال میشویم و ما توان آن را نداریم و آنها گفتند بسم الله مشكلی نیست ، حالا لطفا خودشان بروند چك هایمان را پاس كنند .

حجت الاسلام انجوی نژاد ضمن انتقاد از بروكراسی  مسئولین استان گفت : ما سیصد میلیون لیست دادیم قرار شده صد و بیست میلیون آن را بدهند تا الان كه سه هفته گذشته  تازه 25 میلیون آن را داده اند حالا با دویست میلیون بقیه اش چكار كنیم !، مگر ما روی گنج قارون نشسته  ایم كه فعلا خرج كنیم تا بعدا آقایان در سلسله مراتبشان  و حساب و كتابشان این صد میلیون را بدهند . مگر ما مانند اطرافیان متمول  بی درد شما هستیم كه پول از یه جایی خرج كنیم  تا بعدا شما ها صد میلیون را به ما بدهید .
وی خطاب به آیت الله ایمانی و استاندار فارس گفت : سال دیگه خودتان دست در دست هم بروید اعتكاف برگزار كنید كه شك نكنید ما غلط بكنیم
دیگر در این شهر اعتكاف برگزار بكنیم مگر اینكه از قبل تمام پول آن را نقد بگیریم .
حجت الاسلام انجوی نژاد در بیان نگاه متفاوت مسئولین فرهنگی استان فارس و دیگر استان ها ادامه داد :با شعار پایتخت فرهنگی بودن كه نمی شود ادعا داشت ، ما به خیابان ها نگاه می كنیم به شعور و درك مسئولین نگاه می كنیم  اگر شما عرضه اختصاص  دادن صد میلیون از بودجه فرهنگی 1000 میلیاردی استان را برای این جوانان ندارید خب بگید كه ما عرضه آن را نداریم .
مسئول كانون فرهنگی رهپویان با تهدید به تعطیل كردن جلسات هفتگی رهپویان  گفت : اگر تا این هفته هزینه های اعتكاف را به ما ندهید جلسات هفتگی را تعطیل می كنیم و خودمان  به تهران و یا جاهای دیگه می رویم تا این بدهی ها را جور كنیم چرا كه مسئولین تهرانی شعور فرهنگی شان نسبت به مسئولین استانمان بالاتر است و میدانند كه كار فرهنگی خرج دارد . برای به دسته 2 رفتنه تیم فجر سپاسی آقایان عزا گرفتند ، كجا تیم فجر سپاسی به اندازه ما این همه  ، حداقل تماشاچی جمع می كرد ، اینها برای كانون ارزش قائل نیستند . ما به خاطر شما جلوی هر كسی خم شده ایم . تا تنش روی بچه ها از بابت هزینه های مالی اعتكاف ایجاد نشه .
وی در پایان خطاب به جمعیت حاضر در جلسه گفت : ما تصمیم نداشتیم كه تنش های بین  خود و مسئولین را به شما انتقال دهیم اما الان بدهكار مردم هستیم و بدهكار ها دارند به ما فحش می دهند  و آقایان فكر می كنند كه ما شوخی می كنیم كه می گوییم نداریم .


خستگان را چو طلب باشد و قوت نبود گر تو بیداد کنی شرط مروت نبود

شنبه 19 تیر 1389

نوع مطلب :عمومی، عاشقانه، 

خستگان را چو طلب باشد و قوت نبود
گر تو بیداد کنی شرط مروت نبود
ما جفا از تو ندیدیم و تو خود نپسندی
آن چه در مذهب ارباب طریقت نبود
خیره آن دیده که آبش نبرد گریه عشق
تیره آن دل که در او شمع محبت نبود
دولت از مرغ همایون طلب و سایه او
زان که با زاغ و زغن شهپر دولت نبود
گر مدد خواستم از پیر مغان عیب مکن
شیخ ما گفت که در صومعه همت نبود
چون طهارت نبود کعبه و بتخانه یکیست
نبود خیر در آن خانه که عصمت نبود
حافظا علم و ادب ورز که در مجلس شاه
هر که را نیست ادب لایق صحبت نبود

                                                                                                                 


آموزش VB.NET

سه شنبه 1 تیر 1389

نوع مطلب :ترفندهای کامپیوترواینترنت، 

شناسنامه كتاب  

      دریافت

عنوان اثرآموزش VB.NET

موضوعبرنامه نویسی

نویسنده  :  پیمان شاهکار

فرمت      :  .RAR


انتقاد به شیوه برخورد با مقوله بدحجابی

دوشنبه 20 اردیبهشت 1389

نوع مطلب :دین و مذهب، 

انتقاد به شیوه برخورد با مقوله بدحجابی
 حجت الاسلام سید محمد انجوی نژاد

حجم : 01.34 MB             مدت زمان : 00:09:21 دقیقه

جهت دانلود صوت،  بر روی این قسمت راست کلیک نموده و گزینه Save Target As را انتخاب نمائید


زاینده رود

سه شنبه 14 اردیبهشت 1389

نوع مطلب :عمومی، 

بسم الله

سلام

چند روز پیش پنج شنبه بود و رفته بودیم اصفهان مسابقات روباتیک کشوری.خیلی دلم گرفته بود.از تو دانشگاه صنعتی گرفته تا تو شهر همه شنگول و منگول!!

تو خیابون داشتم قدم میزدم که سرویس مدرسه ای رو دیدم که همه شاد شاد.لابد شادیشون به خواطر پنج شنبه بودن اون روز بود!به خواطر اینکه یه روز نمیرن مدرسه و بازی و تلوزیون و ...

کنار سی و سه پل با بچه های تیم قدم میزدیم ، دیگه شب شده بود .کنار رودخونه زاینده رود توجه من رو به خودش جلب کرد.آب کثیف و پر از آشغال که از آب های وسط رودخونه جا میموندن.آبهایی که حرکت و رفتن آب های وسط رودخونه رو میدیدن و فقط یه ذره جا به جا میشدن و بر میگشتن سر جای اولشون.چه حسرتی داشتن!!!شاید میتونستن خودشون رو به وسط رودخونه بکشن و با اونا برن ولی نمیکشیدن.منتظر یه باد بودن که اون ها رو به وسط رودخونه ببره.

یعنی میشه شادی ما برا این باشه که ممکنه فردا یه بادی بیاد و ما رو ببره؟


سالروز آغاز امامت امام عصر (عج) مبارک!

چهارشنبه 5 اسفند 1388

نوع مطلب :عمومی، دین و مذهب، عاشقانه، 

مستی نه از پیاله نه از خم شروع شد
از جادة سه‌شنبه شب قم شروع شد
آیینه خیره شد به من و من به‌ آیینه
آن قدر خیره شد كه تبسم شروع شد
خورشید ذره‌بین به تماشای من گرفت
آنگاه آتش از دل هیزم شروع شد
وقتی نسیم آه من از شیشه‌ها گذشت
بی‌تابی مزارع گندم شروع شد
موج عذاب یا شب گرداب؟! هیچ یك
دریا دلش گرفت و تلاطم شروع شد
از فال دست خود چه بگویم كه ماجرا
از ربنای ركعت دوم شروع شد
در سجده توبه كردم و پایان گرفت كار
تا گفتم السلام علیكم ... شروع شد


پیچیده شدن؟؟!!!؟؟؟!!!؟؟

پنجشنبه 19 آذر 1388

نوع مطلب :عمومی، 

نوشته شده توسط سید محمد انجوی نژاد

یه زمانی بهم میگفتن کودک ! بعدها شدم بچه ! مدتی هم پسر بودم که بعد شد آقا پسر ! بعدا هم شدم جووووون ! خب دیگه نوبت آقایی بود و بعد ها حاج آقا ! حتما بناست روزی هم بگن پدر جان ! این سیر طبیعی دنیا برا همه هست

 و خیلی هم زود می گذره و چون می گذره مهم نیست . سیر طفل تا میت و سیر میت تا خدا بیامرز و بالاخره تا فراموش شدن و هیچی ! از هیچی تا هیچی مسیر زندگی من و توست .

 روزگاری که تمام اعضا و جوارح ما شاهدند برای چیزایی که خودمون هم یاد نداریم و امروز موبایل و کیبورد هم شاهدن ! با این اوضاع پیچیده برای دفاع از زندگی مالی و اعتقادی و اخلاقی و رفتاریمون خیلی باید زحمت بکشیم .

نوشته شده توسط سید محمد انجوی نژاد در وبلاگ شخصیشان

 


همین جوری

دوشنبه 9 آذر 1388

نوع مطلب :عمومی، 

بسم الله

قاطی کردم.هیچی نمیفهمم.چیزایی رو که فکر میکنم درسته دارم یواش یواش میفهمم غلطه!چیزایی رو که حتی به دلم می افته کاملا داره به دلم نقض میشه.

من هیچی نمیخوام. اصلا نمیخوام عاشق کسی یا چیزی بشم.راز عاشقی و قصه عاشقی هم که کلی وقت پیش گفته بودم این جور عاشقی نبود.یه عشقی بود که هر روز دارم بیشتر تشنه تر میشم.من عاشق حسین شدم.همین!

من که حتی از حرف زدن درباره مرگ و برزخ و اینا میترسیدم ، الان آرزو دارم فدا شم.فدای حسین.

همین


کور خوندین!!!!!!

یکشنبه 1 آذر 1388

نوع مطلب :عمومی، آهنگ تیتراژ برنامه های تلوزیونی، 

کور خوندین!!!!!!حالا حالا ها نمینویسم.حد اقل شما چند تا از قصه هاتون رو بنویسید.

و اما برنامه رادیویی بنده حقیر در صدای رهپویان:

http://www.kashanu.ac.ir/images/uploaded/5422untitled.bmp

برنامه رادیویی ویژه ازدواج حضرت علی و حضرت فاطمه (س)

برای دریافت فایل اینجا کلیک نمایید

حجم : ۰۵/۶۵ MB ……. مدت زمان : ۰۰:۳۲:۵۸ دقیقه

نویسنده :  آرش پیک،مجید خان محمد زاده،رضا طبیب زاده


حرف خودمونی:قصه عاشق شدن

شنبه 23 آبان 1388

نوع مطلب :عمومی، 

بسم رب شهدا و صدیقین

سلام همگی

دوباره بروز کردم.باز هم حرف خودمونی

یه جورایی سایت شخصی شده.

این بار میخواهم مهمترین قسمت زندگیم رو در قالب یه نمایشنامه بنویسم.

ولی اول شما::::::::::::::::::::

یه قصه کوچیک از عاشق شدنتون رو به عنوان نظر وارد کنید.با اسم مستعار یا حتی بدون اسم

تو همین پست منتظر باشید ،همین رو ویرایش میکنم و مینویسم

یه وقت فکر نکنید این پست رو زدم که بگم زنده ام!!!!!!!

_____________________

و اما یادی میکنم از آقای سید محمد مینویی دانشجوی رشته مکانیک دانشگاه شیراز که اولین مدیر این سایت بودن و حالا .........       http://ipna-news.mihanblog.com/


حرف خودمونی

یکشنبه 10 آبان 1388

نوع مطلب :عمومی، 

بسم الله

سلام 8/8/88 تون مبارک.سلامی گرم به گرمای حرم امام رضا

گفتن بروز نمیکنیم اینم بروز.

حالا بیام چی بگم؟؟؟؟چرت و پرت.خوب بیا اینم چرند و پرند:ختلاتقفاقثقتلفطقتفبرثسصشته.

درد دل؟

خیلی دلم تنگه.

دلم تنگه برا امام علی و امام حسن و .... امام جواد و ....امام زمان که یه مشت آدم(آدم هم که نیستن) بی فهم با نادونیشون کمر اینها رو میشکوندن و میشکونن ولی امام چون برا خدا کار میکنه جا نمیزنه.

امروز اینا رو خیلی درک کردم.وقتی چند تا دانشجوی نادون من رو دست انداختن در صورتی که حتی گوش نمیدادن تا مطلب درسی رو درست براشون جا بندازم.اگه برا خدا کار نمیکردم اگه حتی پول میگرفتم  تا حالا جا زده بودم.

همین

اینم بروز کردن سایت.خوب شد؟؟؟؟؟



فهرست وبلاگ

طبقه بندی

آرشیو

نویسندگان

پیوندها

صفحات جانبی

نظرسنجی

    نظر شما در مورد این سایت چیست؟





آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

جستجو

آخرین پستها

اَبر برچسبها