


متاسفانه چند روز پیش جامعه انسانیت ، انسانی بزرگ رو از دست داد و فقدان استیو جابز درد عمیقی بر پیکره جامعه کامپیوتر دنیا برجا گذاشت.
برای گفتن اینکه استیو جابز که بود ، نمی توان کلمات و جملات رو به کار گرفت.
همین بس که رفتن او از جامعه کامپیوتر جهان ، همانند رفتن اینشتین از جامعه فیزیک دنیا بود.
روحش شاد



بزم عشق تو شلوغه / پرفروغه/ همه ی عشقای دنیا به جز عشق تو دروغه/ دروغه
قسمت دوم: اول ابتدایی
امروز جشن پایانی یه مهد کودک رو فیلمبرداری میکردیم،وقتی سرود خداحافظی رو میخوندن،من دلم میگرفت،چند وقت دیگه هم فارغ التحصیلی خودمونه،دلم گرفت که چی جوری از این بچه هایی که کلی با هم بودیم دل بکنم.
یاد خداحافظی زینب از حسین افتادم.
واااااااااااااااااااااااااااای
و اما یاد اینکه همینجوری که چند سال مثل برق و باد طی شد،عمر ما هم طی میشه.
کاش دل کندن برامون همینجوری راحت باشه.اون بچه هایی که امروز میدیدم،خوشحال بودن که میرن اول ابتدایی
کاش ما هم مرگمون رفتن به یک کلاس بالاتر باشه.نه تموم شدن خوبی ها.بعضی وقت ها هم تمام شدن بدی ها و دوباره به جای بد رفتن(خسر دنیا و الاخره)
تو حس نوشتن نبودم،خیلی منطقی نوشتم اصلا حس نداشت،بعدا ادامش میدم

* سالهاست ما هم ایرانی هستیم و هم مسلمانیم!
مدیر کانون رهپویان وصال در پایان جلسه هفتگی بیستم فروردین ماه این کانون با انتقاد از فضای بوجود آمده در استان فارس گفت: «سال هاست ما هم ایرانی هستیم و هم مسلمانیم. سال هاست کسی نیامده بگوید که تو ایرانی مسلمان هستی یا مسلمان ایرانی. اما این بساط جدید امسال ماست. این منظرهای که از تخت جمشید تا شیراز در نوروز امسال وجود داشت که همه را متعجب کرده بود، یک عدهای میخواهند ادبیات هخامنشی را زنده کنند. با هزینههای سنگین بنرهایی را چاپ کردهاند که ادبیات هخامنشی را زنده کنند و عدهای هم هزینه کردهاند و بنرها را پاره کردهاند. ماحصل این دعوا ظاهری بود که خجالت میکشیم بگوییم استان فارسی هستیم! چه اصراری هست به طرح این مباحث؟ ما همیشه ایران را دوست داشتیم و الان هم داریم و اسلام را دوست داشتیم و الان هم داریم. هیچگاه هم بین ایرانیت و اسلامیت دعوایی نداشتیم اما بعضیها میخواهند به زور بین سلسله هخامنشیان و مسلمانان اختلاف ایجاد کنند»
صوت سخنرانی در ادامه مطلب
بسم الله
و مشهدی دارم میشم و هنوز حلالیت نطلبیدم.خدایا یعنی صبح فقط جسمم میاد یا دلمم میاد.خدایا خیلی خواسته ها دارم که میخام به امام رضا قسمت بدم ولی شاید قسمتم بدم دیگه نیگامم نکنی.شاید بهتر باشه امام رضا ازت بخواد،اگه اون بخواد نه نمیگی.
و اما آقا،خیلی باهاتون کار دارم.شاید اگر همسایه ما نبودی این قدر مظاهمتون نمیشدم ولی قسمتون میدم به جوادتون که این قدر دوسش دارم
میخواهم بیام زیارتتون ولی جون مادرتون با براورده کردن حاجتام دکم نکنین و نَگین برو دیگه حاجتت رو دادم ! امام رضا
حاجتمم ندادی ندادی.کی به کیه.فوقش جنبه ندارم و چند جا جار میزنم که رفتم پهلوش، ازش خواستم بهم نداد.فوقش میگم رئوف نبود.همه میدونن رئوفید.همه میدونن.منم میدونم !
چه خبره.امام رضا هیچی ندارم دم عیدی بیارم پهلوت .گل و شیرینی من همین جونمه که به 100 نفر دیگه هم قولش رو دادم.اگه بپذیری دیگه همه چیز حله.حتی دیگه حاجتم ندارم.
میخوام بیام بگم حول حالنا الی احسن الحال
نه حال دنیایی.میخوام حال کنم.میشه پرده رو از جلو چشمام بکشین کنار؟
ظرفیتش رو ندارم؟خوب بهم بده.به خدا گناه نکردم اینجوری بی ظرفیت آفریده شدم.بی ظرفیتی از خودمه.بهم ببخشید.من جلو بزرگی شما کم میارم.کم میارم
کم میارم
جلو شما کم میارم.
دلم برا بین الحرمین تنگ شده
منم آقا آرزومه.دیگه پای آبرومه.
همین آخر از همه میخواهم هر خوبی و بدی دیدن منو حلال کنند،اگر به کسی هم رسیدن که من رو میشناخت،از طرف من حلالیت بگیرند.چون میدونم آدم خیلی بدی هستم.خیلی سیاه.حداقل اولین قدم رو در کسب حول حالنا انجام بدم.
سه نقطه....
بسم الله
سلام.میخام یکم با لغات بازی کنم!!!!!!
بهش میگن لغت بازی!بیاین یادتون بدم:------->
بازی جالبیه و خطرناک و همچنین سود آور!!!!!!!!!!
اینور بازی ما هستیم و اون ور بازی رقیب یا دشمن.خوب حالا یه سری لغت و اصطلاح باید به کار ببرید که کارهاتون رو(خوب یا بدش رو کاری ندارم،کلی میگم)خوب جلوه بدین و کارهای رقیب یا جناب دشمن رو (بازم بد یا خوب،کلی میگم!
) بد جلوه بدید!رقیب هم باید این کار ها رو بکنه.جالب اینجاست که اگر از اصطلاحات رقیب استفاده(دزدی)کنی دو برابر امتیاز میگیری.و اما برنده.یه عده بسیار زیادی آدم میشینند.!!!هر بازی کنی که تعداد آدم بیشتری بشینند پای اصطلاحاتش برنده هست!
مثال یه بازی:اون وریا میان شلوغ میکنند و آتش میزنند و می کشند و زخمی میکنند و ...(لغتش رو قرار میدیم اغتشاش!)اگر هم از خودمون دفاع کردیم(اسمش رو قرار میدیم دفاع از آرمانها و ...)حالا اگه خودمون یا بازی کنی که منافعش با منافع ما جوره این کار ها رو بکنه(لغتش رو اعتراض به طاغوت و دیکتاتوری و مقابل زور دفاع کردن قرار میدهیم)و اگه طرف مقابل از خودش دفاع کرد(لغت طرف مقابل رو سرکوب کردن مردم و دیکتاتور و ...قرار میدهیم).
بازی خفنیه نه؟
(بازم تاکید میکنم که کار خوب و بد رو کی انجام میده رو کاری ندارم)
حالا به نظرتون کدوم تیم برنده میشه؟
نظر یادتون نره...
نصفه نیم کاره!به زودی همین پست آپدیت میشه
سفر نامه محرم 89
روز اول:
هلال ماتم اومده/ماه محرم اومده
من با این آدما هیچ کاری ندارم/فکر عشق خودمم در انتظارم
شب دوم:
توی آسمونت امشب بارون رحمت میباره
دل من/دل تنگم/هوای گریه داره/داره بارون میباره/دیگه آروم نداره
شب سوم:
درد و دل های بچه سه ساله. تا حالا درد دل های بچه 3 ساله رو شنیدی؟نشنیدی؟بابا انگشترت دست اینا چی کار میکنه؟این مال بابامه.پسش بده.عمه من اینجا هیشکی رو ندارم،بابام هم ولم کرده رفته...
تا حالا صدای تو گوشی شنیدی؟تو گوشی خوردی از دستی که سه برابر صورتت باشه؟
شب چهارم:
تا حالا صدای پای اسب شنیدی؟تا حالا ارباً اربا دیدی؟تا حالا تکه تکه دیدی؟تا حالا تکه یه بچه یازده ساله رو که لای پنجره گیر کرده باشه رو دیدی؟
تا حالا استخون خورد شده دیدی؟تا حالا پهلوی شکسته دیدی؟تا حالا انتقام خون مادر گرفتن رو دیدی؟
شب پنجم:
تا حالا حجاب دیدی؟تا حالا زن دیدی؟تا حالا مصیبت دیده دیدی؟داغ دیده دیدی؟تا حالا عمه دیدی؟
تا حالا نامرد دیدی؟تا حالا غیرت داشتی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
به زودی ادامه رو در همین پست آپدیت میکنم
سایت رهپویان در تاریخ 3 آذر 1389 توسط سرور انگلیسی از دسترس خارج شد و از 16 آذر 1389 ( اول محرم ) مجددا فعالیت خود را از سر گرفت. انشاله به سرعت بخش های سایت راه اندازی خواهند شد. از تمامی عزیزانی که علاقمند به همکاری در زمینه های مختلف فنی و محتوایی هستند خواهشمند است با پیگیری آگهی های ثبت نام و عضویت، ما را در این امر خطیر یاری نمایند.
یه عکس جالب تو جام جم زده بودن،خیلی خنده دار و جالب بود،دلم نیومد که شما یکم نخندین!!!!!
ابته الان دیگه حوصله بحث و سیاست و احمدی نژاد و مشایی و یک سری چرندیات دیگه رو ندارم که حرس(نمی دونم املایی درست نوشتم یا نه!) بخورم!الان فقط سعی میکنم لذت ببرم و بخندم!چون ارزشش رو نداشت پست جدا نزدم،پست قبلی رو آپ کردم!اینم عکس

________________________________
بعضی وقتا تو دریا داری شنا میكنی و مد هستش. ولی یهو جزر میشه و جریان آب تو رو به اعماق دریا میكشونه. هر وقت اینجوری میشه دیگه هرچی تقلا كنی نمیتونی خودتو نجات بدی. مخصوصآ اگه از ساحل دور شده باشی...
حالا من كم كم از ساحل دور شدم و منتظر یه جزرم. یه جزر كه منو با خودش تا اعماق دریا ببره و غرقم كنه. یه جزر كه منو از ساحل جدا كنه. از بقیه آدما جدا كنه. یه جزر كه منو با خودش ببره. یه جزر كه با همه ی جزرای دنیا فرق كنه. اگه دریا بخواد... اگه اقیانوس بخواد...
تو كه دریایم شوی دیگر هراسی ندارم از غرق شدن. و تو كه نباشی میترسم. میترسم از نگریستم به جریان رودخانه. تو كه نباشی من حتی از یك جوی آب میترسم. تو كه نباشی از آب متنفر میشوم. میخواهم غرق شوم. غرقی داواطلبانه و با تمام وجود. بیا و درنگ نكن و غرقم كن.
سه نقطه ...
مسئول كانون فرهنگی رهپویان وصال ضمن انتقاد از عملكرد نماینده ولی فقیه در استان و همچنین استاندار فارس نسبت به اعتكاف گفت : سال های پیش ما با مساعدت آیت الله حائری اعتكاف برگزار می كردیم ، ایشان هر ساله دو سوم هزینه ها را تامین می كردند و ما با هزینه ثبت نام شما معتكفین بقیه اعتكاف را اداره می كردیم اما آقایان دو سال است كه ما را در بدهكاری قرار داده اند.
![]()
حجت الاسلام انجوی نژاد در تشریح دیدارهای خود با مسئولین استان اضافه كرد :مگر ما در نشست مشترك با شما نگفتیم از عهده اعتكاف برنمی آییم و شما ها با تحسین از اعتكاف و بارك الله گفتن ، اعلام كردید خدا می رساند ، خدا كه نرساند ! البته خدا به مسئولین می رساند و مسئولین به ما نمی رسانند.
وی افزود : یكی از همین آقایان در اعتكاف آمدند و به من قول دادند و گفتند حاج آقا مشكلتان حل است . الان سه هفته گذشته و ما در فشاریم ، آن عمده فروش چه گناهی كرده كه ما به هوای قول شما از او خریداری كرده ایم ؟
وی ادامه داد : ما به آقایان گفتیم اعتكاف سیصد میلیون خرج داره و ما با 170 میلیون بدهی اعتكاف پارسال وارد اعتكاف امسال میشویم و ما توان آن را نداریم و آنها گفتند بسم الله مشكلی نیست ، حالا لطفا خودشان بروند چك هایمان را پاس كنند .
حجت الاسلام انجوی نژاد ضمن انتقاد از بروكراسی مسئولین استان گفت : ما سیصد میلیون لیست دادیم قرار شده صد و بیست میلیون آن را بدهند تا الان كه سه هفته گذشته تازه 25 میلیون آن را داده اند حالا با دویست میلیون بقیه اش چكار كنیم !، مگر ما روی گنج قارون نشسته ایم كه فعلا خرج كنیم تا بعدا آقایان در سلسله مراتبشان و حساب و كتابشان این صد میلیون را بدهند . مگر ما مانند اطرافیان متمول بی درد شما هستیم كه پول از یه جایی خرج كنیم تا بعدا شما ها صد میلیون را به ما بدهید .
وی خطاب به آیت الله ایمانی و استاندار فارس گفت : سال دیگه خودتان دست در دست هم بروید اعتكاف برگزار كنید كه شك نكنید ما غلط بكنیم دیگر در این شهر اعتكاف برگزار بكنیم مگر اینكه از قبل تمام پول آن را نقد بگیریم .
حجت الاسلام انجوی نژاد در بیان نگاه متفاوت مسئولین فرهنگی استان فارس و دیگر استان ها ادامه داد :با شعار پایتخت فرهنگی بودن كه نمی شود ادعا داشت ، ما به خیابان ها نگاه می كنیم به شعور و درك مسئولین نگاه می كنیم اگر شما عرضه اختصاص دادن صد میلیون از بودجه فرهنگی 1000 میلیاردی استان را برای این جوانان ندارید خب بگید كه ما عرضه آن را نداریم .
مسئول كانون فرهنگی رهپویان با تهدید به تعطیل كردن جلسات هفتگی رهپویان گفت : اگر تا این هفته هزینه های اعتكاف را به ما ندهید جلسات هفتگی را تعطیل می كنیم و خودمان به تهران و یا جاهای دیگه می رویم تا این بدهی ها را جور كنیم چرا كه مسئولین تهرانی شعور فرهنگی شان نسبت به مسئولین استانمان بالاتر است و میدانند كه كار فرهنگی خرج دارد . برای به دسته 2 رفتنه تیم فجر سپاسی آقایان عزا گرفتند ، كجا تیم فجر سپاسی به اندازه ما این همه ، حداقل تماشاچی جمع می كرد ، اینها برای كانون ارزش قائل نیستند . ما به خاطر شما جلوی هر كسی خم شده ایم . تا تنش روی بچه ها از بابت هزینه های مالی اعتكاف ایجاد نشه .
وی در پایان خطاب به جمعیت حاضر در جلسه گفت : ما تصمیم نداشتیم كه تنش های بین خود و مسئولین را به شما انتقال دهیم اما الان بدهكار مردم هستیم و بدهكار ها دارند به ما فحش می دهند و آقایان فكر می كنند كه ما شوخی می كنیم كه می گوییم نداریم .

| خستگان را چو طلب باشد و قوت نبود | گر تو بیداد کنی شرط مروت نبود | |
| ما جفا از تو ندیدیم و تو خود نپسندی | آن چه در مذهب ارباب طریقت نبود | |
| خیره آن دیده که آبش نبرد گریه عشق | تیره آن دل که در او شمع محبت نبود | |
| دولت از مرغ همایون طلب و سایه او | زان که با زاغ و زغن شهپر دولت نبود | |
| گر مدد خواستم از پیر مغان عیب مکن | شیخ ما گفت که در صومعه همت نبود | |
| چون طهارت نبود کعبه و بتخانه یکیست | نبود خیر در آن خانه که عصمت نبود | |
| حافظا علم و ادب ورز که در مجلس شاه | هر که را نیست ادب لایق صحبت نبود |