جمعه 8 شهریور 1387-04:08 ق.ظ
ضرب المثل ها (بااصلاح جدید)
ماهی راهروقت ازآب بگیری خفه می شه
لقمان راگفتند:ادب ازکه آموختی گفت:ازخودآموز!
به درک!آدم ازهرچه که بدش بیادازپول خوشش میاد
مارازپونه بدش می آد اونونیش می زنه
هرکه با مش بیشتربرش بیشتر
تونیکی می کن ودردجله انداز
پشیمان که شدی دیگرنینداز
ازقدیم گفتند:مرغ همسایه کوپنیه!
ازاسب افتادیم جریمه اش روهم دادیم
دیگ به دیگ می گه:ایزونه هزاروچندی؟
کوه به کوه نمی رسه چاره ی اون شامپوبسه
فضول روبردن جهنم گفت:این هیزم هافروشیه؟
هرچی سنگه تونون سنگکیه!
کس نخاردپشت من جزفرچه ای برپشت من
تاریخ آخرین ویرایش:- -
یکشنبه 1 مهر 1386-10:09 ق.ظ
- راه هایی برای سادیسمی شدن
- کل نوشته های تخته سیاه رو با دست پاک کنید.
به خروستون آب طلا بدید تا تخم طلا بزاره
ــ خطاب به بند قبل : آخه سادیسمی ، مگه خروس تخم میزاره ؟
ــ خطاب به بند بالا : بتوچه روانی ، مگه فضولی؟
به مادرتون بگید دلمه درست کنه ، بعد فقط برگهاشو بخورید.
توی کفش دوستتون یک قورباغه کوچولو بندازید تا وقتی کفشو پاش کرد ، قورباغه له بشه.
روز کارگر وقتی استاد اومد سر کلاس ، همه به احترام پاشید و بگید معلم عزیز روزت مبارک!
دست یه نابینا رو که برای رفتن به آن طرف خیابون ایستاده رو بگیرید و به طرف جوی آب راهنماییش کنید، بعد همچین بینا میشه که بیا و ببین.
بجای پنیر پیتزا پلاستیک فشرده تو پیتزا بریزید و شاهد خوردن آن توسط عزیزانتان باشید.
کتاب جدید استادتون رو بزارید تو سبزی فروشی محله ی استادتون تا وقتی میره سبزی بگیره ، سبزی فروش از صفحات اون کتاب برای بسته بندی سبزی استادتون استفاده کنه.
وقتی استاد ادبیاتتون کلی در مورد رزم رستم و سهراب صحبت کرد ازش بپرسید : استاد ، ما بالاخره نفهمیدیم سهراب زن بود یا مرد؟!!
وقتی همسرتون رفت آرایشگاه و به موها و اَبروانشون صفا دادن و اومدن جلو شوما و گفتند عزیزم ببین تغییری کردم یا نه؟ کمی نیگاش کنید و بگید : باز که مثل همیشه گند زدی به قیافت.
· صبح جمعه ساعت 6 (البته وقتی مدارس بازه) بروید بالا سر داداشتون و شتابان تکونش بدید و بگید: پاشو پاشو مدرست دیر شد.
....
· وقتی که دوست باکلاستان جلو دخترهای دانشگاه کلاس گذاشت و شما و آن خانمهای باشخصیت رو به یه رستوران شیک دعوت کرد..هنگام خوردن ساندویچ ، ساندویچ رو یه جوری بجویید و جوری که همه دارن میبینند ، دستتون رو بکنید تو دهنتون و یواش بیرون بیارید و بگید اَه این پای موش تو ساندویچ چیکار میکرد؟؟؟
· وقتی که دختر همکلاسیتون اومد از دوستتون جزوه بگیره و اگه گفت آیا کامله و دوستتون هم پاسخ مثبت داد، شما بگید آره خیلی کامله ، من که خونده بودمش 8 شدم...
تاریخ آخرین ویرایش:- -
یکشنبه 1 مهر 1386-10:09 ق.ظ
پسر : سلام.خوبی؟مزاحم نیستم؟ دختر: سلام. خواهش می کنم? ASL pls
پسر: تهران/وحید/۲۶ و شما؟ دختر: تهران/نازنین/۲۲
پسر: اِ اِ اِ چه اسم قشنگی!اسم مادر بزرگ منم نازنینه.
دختر: مرسی!شما مجردین؟ پسر: بله. شما چی؟ازدواج کردین؟
دختر: نه. منم مجردم. راستی تحصیلاتتون چیه؟
پسر: من فوق لیسانس مدیریت از دانشگاه MIT اَمِریکا دارم. شما چی؟
دختر : من فارغ التحصیل رشته گرافیک از دانشگاه سُربن فرانسه هستم.
پسر: wow چه عالی!واقعا از آشناییتون خوشحالم.
دختر : مرسی. منم همین طور. راستی شما کجای تهران هستین؟
پسر: من بچه تجریشم. شما چی؟
دختر : ما هم خونمون اونجاس. شما کجای تجریش می شینین؟
پسر: خیابون دربند. شما چی؟
دختر : خیابون دربند؟ کجای خیابون دربند؟
پسر : خیابون دربند. خیابون...... کوچه......پلاک....شما چی؟
دختر: اسم فامیلی شما چیه؟
پسر: من؟ حسینی! چطور؟
دختر: چی؟وحید تویی؟ خجالت نمی کشی چت می کنی؟تو که گفتی امروز با زنت می خوای بری قسطای عقب مونده خونه رو بدی.!مکانیکی رو ول کردی نشستی چت می کنی؟
پسر : اِ عمه ملوک شمائین؟چرا از اول نگفتین؟راستش! راستش!دیشب می خواستم بهتون بگم امروز با فریده.... آخه می دونین...........
دختر : راستش چی؟ حالا آدرس خونه منو به آدمای توی چت میدی؟می دونم به فریده چی بگم!
پسر: عمه جان ! تو رو خدا نه! به فریده چیزی نگین!اگه بفهمه پوستمو میکّنه!عوضش منم به عمو فریبرز چیزی نمی گم!
دختر:او و و و م خب! باشه چیزی بهش نمیگم.دیگه اسم فریبرزو نیاریا!راستی من باید برم عمو فریبرزت اومد. بای
پسر: باشه عمه ملوک! بای...
تاریخ آخرین ویرایش:- -
یکشنبه 1 مهر 1386-10:09 ق.ظ
عشق از دید حاج آقا: استغفرالله باز از این حرفای بی ناموسی زدی؟!
(جمله عاشقانه: خداوند همه جوانان رو به راه راست هدایت کنه)
عشق از دید یک ریاضیدان: عشق یعنی دوست داشتن بدون فرمول!
(جمله عاشقانه: آه عزیزم به اندازه سطح زیر منحنی دوستت دارم)
عشق از دید رحیم گوشکوب بقال سر کوچه:
والا زمان ما عشق مشق نبود. ننمون رفت این فاطی اتوماتیک رو واسمون گرفت!
(جمله عاشقانه : هوی فاطی شام چی داریم ؟)
عشق از دید مرتضی ایدزی (در زندان): اوچیکتیم عشقی!
(جمله عاشقانه : خاک زیر پاتیم ... نشاشی که گل میشیم)
عشق از دید ننه بزرگم:
نزن ننه این حرفارو! راستی این دختر بتول خانوم خیلی دختر خوب و با کمالاتیه!
(جمله عاشقانه : بریم خواستگاری ...)
عشق از دید دوست دخترم: عزیزم تو که عاشقمی پس چرا هزینه جراحی دماغمو نمیدی؟! واسه ناهار هم بریم سورنتو... نادیا و دوستشم میان... دوست نادیا واسش یه ماتیز گرفته! تو حتی حاضر نیستی واسه من که اینهمه دوستت دارم یه پراید بخری؟!
(جمله عاشقانه: عزیزم گوشی سونی میخوام... راستی دوستت هم دارم!)
عشق از دید غلام شوفر: رادیاتور عشق من از برایت جوش آمده! باور نداری بر آمپرم بنگر!
(جمله عاشقانه: عزیزم دوست دارم! بووووو بوووووو بوووووغ)
عشق از دید دخترای ترشیده: خدا جون یعنی میشه بیاد خواستگاریم؟!
(جمله عاشقانه : یا شابدالعظیم ۱۰۰۰ تومن نذرت که بیاد خواستگاریم)
عشق از دید ارازل و اوباش (جوات): عشق مشق سرش گرده! خونه خالی نداری؟
(جمله عاشانه : بوووق... آبجی میای بریم کثافتکاری ؟)
عشق از دید بابام: آخه پسر عشق واست نون و آب میشه؟! حالا بگو ببینم باباش چی کارست؟
(جمله عاشقانه: برو دختر حاج آقارو بگیر)
عشق از نگاه ننم: وا مگه تو امسال کنکور نداری؟! عشق باشه واسه بعد!
(جمله عاشقانه : اوا غذام سوخت)
تاریخ آخرین ویرایش:- -
یکشنبه 1 مهر 1386-10:09 ق.ظ
سلام
به مناسبت باز شدن مدارس و دانشگاهها راههایه تقلب رو یادتون میدیم
البته الان که همه خودشون استادن
پس زیاد جدی نگیرین
تاریخچه تقلب و روش
های آن
گویند: «تقلب مفهومیاست بس اساسی» به طوری که شاعر میگوید:
تقلب توانگر کند مرد را / تو خر کن دبیر خردمند را
تاریخچهی تقلب از جایی شروع میشود که حسن کچل برای نخستین بار تن لش را تکان داد و به مکتب رفت. از بد ماجرا همان روز امتحان ماهیانهی کودکان فلک بخت مکتب بود. لیک حسن از روی گشادی، چشمان چپش را بر روی ورقهی همزاد انداخت تا نکتی بس ارزشمند از ورقهی فوق الذکر، دشت کند. این بود که اولین تقلب تاریخ بشری زده شد. البته این تقلب با روشهای فوق العاده ابتدایی (البته در مقابل ترفندهای کنونی) صورت گرفت. بدین ترتیب که حسن با کلی زور زدن تن را تکان داد و خود را به بالای ورقهی همزاد رسانید و خیلی راحت مطالب را دو در فرمود.
زان پس تقلب دوران طلایی خود را آغاز کرد. بدین ترتیب که گسترش یافت و مصادیقی متفاوت پیدا کرد. از جمله تقلبهای رایج تقلبات سر امتحان، دو در کردن غذا از سلف، تقلب در اتو زدن، تقلب در شماره دادن، تقلب در مخ زنی، تقلب در بازی (که از آن به جر زنی تعبیر میشود) را میشود نام برد.
حال روش هایی از تقلب در امتحانات را به نظرتان میرسانیم:
1- نوشتن روی کف پا، پس کله، پشت گوش و...
2- نوشتن روی میز، پشت نیمکت، زیر نیمکت، پشت مانتوی دختر جلویی و...
3- نوشتن روی دستمال دماغی، پاکت نامه و...
4- نوشتن و لوله کردن تقلب و جاسازی آن در سوراخهای مختلفی از جمله دماغ، دهن، فک پایین، دریچهی آئورت و ...
روش های با کلاسی:
1- استفاده از ماشین حسابهای مهندسی
2- استفاده از آیینه، موچین، لوازم آرایش، فیلم، عکس
روش های جوادی:
1- خر نمودن یک فقره بچه خرخون
2- خم کردن سر به روی ورقهی طرف به صورت تابلو.
3- روش بویایی:خودتان ماسک بزنین و یک بوی گند از خودتان در بکنین تا مراقب، جرات نزدیک شدن به شما را نکند.
4- روش شیمیایی:بدین معنی که مراقب را با انواع و اقسام مواد شیمیایی از هستی ساقط کنید و بعد با خیال راحت دست به کار شوید.
توجه:
اگر در این امر تبهر کافی ندارید اصلا سمت این کار نروید که عواقبی جز ضایع شدن، اخراج شدن و تابلو شدن ندارد
تاریخ آخرین ویرایش:- -
یکشنبه 1 مهر 1386-09:09 ق.ظ
لطفا پس از شنیدن صدای بوق ..و پیام های زیر ..پیغام بگذارید
پیغام گیر حافظ :
رفته ام بیرون من از کاشانه ی خود غم مخور!
تا مگر بینم رخ جانانه ی خود غم مخور!
بشنوی پاسخ ز حافظ گر که بگذاری پیام
زآن زمان کو باز گردم خانه ی خود غم مخور !
پیغام گیر سعدی:
از آوای دل انگیز تو مستم
نباشم خانه و شرمنده هستم
به پیغام تو خواهم گفت پاسخ
فلک را گر فرصتی دادی به دستم
پیغام گیر فردوسی :
نمی باشم امروز اندر سرای
که رسم ادب را بیارم به جای
به پیغامت ای دوست گویم جواب
چو فردا بر آید بلند آفتاب
پیغام گیر خیام:
این چرخ فلک عمر مرا داد به باد
ممنون توام که کرده ای از من یاد
رفتم سر کوچه منزل کوزه فروش
آیم چو به خانه پاسخت خواهم داد!
پیغام گیر منوچهری :
از شرم به رنگ باده باشد رویم
در خانه نباشم که سلامی گویم
بگذاری اگر پیغام پاسخ دهمت
زان پیش که همچو برف گردد رویم!
پیغام گیر مولانا :
بهر سماع از خانه ام رفتم برون.. رقصان شوم!
شوری برانگیزم به پا.. خندان شوم شادان شوم!
برگو به من پیغام خود..هم نمره و هم نام خود
فردا تو را پاسخ دهم..جان تو را قربان شوم!
پیغام گیر بابا طاهر:
تلیفون کرده ای جانم فدایت!
الهی مو به قوربون صدایت!
چو از صحرا بیایم نازنینم
فرستم پاسخی از دل برایت!
وپیغام گیر نیما :
چون صداهایی که می آید
شباهنگام از جنگل
از شغالی دور
گر شنیدی بوق
بر زبان آر آن سخن هایی که خواهی بشنوم
در فضایی عاری از تزویر
ندایت چون انعکاس صبح آزا کوه
پاسخی گیرد ز من از دره های یوش
پیغام گیر شاملو :
بر آبگینه ای از جیوه ء سکوت
سنگواره ای از دستان آدمی
تا آتشی و چرخی که آفرید
تا کلید واژه ای از دور شنوا
در آن با من سخن بگو
که با همان جوابی گویمت
آنگاه که توانستن سرودی است
پیغام گیر سایه :
ای صدا و سخن توست سرآغاز جهان
دل سپردن به پیامت چاره ساز انسان
گر مرا فرصت گفتی و شنودی باشد
به حقیقت با تو همراز شوم بی نیاز کتمان
پیغام گیر فروغ :
نیستم.. نیستم..
اما می آیم.. می آیم ..می آیم
با بوته ها که چیده ام از بیشه های آن سوی دیوار
می آیم.. می آیم ..می آیم
و آستانه پر از عشق می شود
و من در آستانه به آنها که پیغام گذاشته اند
سلامی دوباره خواهم داد
تاریخ آخرین ویرایش:- -
شنبه 3 شهریور 1386-10:08 ق.ظ
خانمها ، بانوان، سرکاران علیه:
وقتی در صف شیر مردم جایشان را به شما نمی دهند؟ وقتی کرایه تاکسی را می دهید راننده نمی گوید قابلی نداره؟ وقتی لبخند می زنید بچه های کوچیک از ترس قیافه شماگریه می کنند ؟ وقتی راه میروید بهتر است که راه نروید؟ آیا وقتی به زیبایی فکر می کنید همان زمانی است که به خودتان فکر نمی کنید؟ اگر می خواهید وقتی قدم بر میزنید مردان کف بر شوند، اگر می خواهید وقتی پلک میزنید مردان در خاک و خون غوطه ور شوند، اگر می خواهید وقتی با آنها صحبت می کنید خود را تکه تکه کنند، اگر می خواهید وقتی به آنها لبخند میزنید از کت خود یه چرخ گوشت در آورند و خود را چرخ کنند به موارد ریز توجه کنید:
البته بگما تمامه این کارا کاره مردایه جلفه
حالا به نکات زیر بی زحمت کمی دقت کنین تا شاید فرجی بشه
در باب ادای جملات:
در ادای جملات و واژه ها دقت خاصی مبذول فرمایید. به طور مثال اول هر جمله از واژه
( آخی ) استفاده کنید.
حتی المقدور واژه های پایانی جمله را کمی بیشتر از حد معمول بکشید به طور مثال:
(فردا می بینم............ ......... .ت)
اشوه فراموش نشه هاااا
سعی کنید ریتم پلک زدنتان را با میزان هجاهای جمله تان هماهنگ کنید مثلا در جمله
"من به فلان چیز علاقه دارم" برای "من" یک پلک و برای "به فلان چیز علاقه دارم" 9عدد پلک بزنید.
لفا امتحان کردنو بزارین واسه بعد بزارین ادامه درسو بدم
در باب خوردن غذا:
در حین خوردن بایستی بسیار جلب توجه کنید برای این کار جسم خوردنی را از انتها با دو انگشت اشاره و شست گرفته و پیش از فرو بردن کامل در دهان جسم ر با لبها بازی دهید(میدونم نمیتونی جلوی شیکمتو بگیری و میخوای همشو یه جا بزاری دهنت حالا این دفه رو کم کم بخور)
غذا را به نحوی بجوید که لبها به طور یکی در میان غنچه گردد.
در باب راه رفتن:
سعی کنید تق تق پاشنه کفشتان به گونه ای تنظیم گردد که یک ملودی عاشقانه را برای مخاطب تداعی کند.
هیچگاه فاصله ما بین قدمهایتان از دو سانتیمتر تجاوز نکند هر جند عجله داشته باشید.
در باب لبخند زدن:
آداب لبخند زدن بستگی به مستقیمی به وضعیت دندانهایتان دارد اگر دندانهایتان کج و معوج، لک لک، فاصله دار و دارای سایر نا هنجاریها دارید(که متاسفنه یا خوشبختانه اکسر خانوما همین وضو دارن) ........ تبسمی کفایت میکند
اگر دندان کناری خود را طلا کرده اید از همان طرف بخندید
اگر اصولا دندانی در کار نیست به گونه ای چشمان را خمار کنید که کار لبخند را میکند
در باب ورود به کلاس:
هنگامی وارد کلاس شوید که حداقل یک ربع ساعت از شروع آن گذشته و همه دانشجویان سر کلاس حاضر باشند.
به قول خودتون هر جا دیر بری کلاس داره
موقع نشستن دورترین و سختترین صندلی را برای نشستن تا حسابی رسیدن به صندلی مورد نظر طول بکشد سپس ده دقیقه وقت به جمع و جور کردن مانتو اختصاص بدید
بهتر است همگام ورود به کلاس کاور گیتاری ولو خالی روی دوشتان حمل شود
در باب آرایش صورت :
در این مورد به کاتالوگ محصولات مکس فکتور رجوع کنید
بدون شک تمرین مستمر نقش مهمی را در موفقیت شما بازی میکند .اگر پس از شش ماه متدهای فوق پاسخگو نبود بهتر است مخاطبین خود را تغییر دهید.
MR JOJO این آدرس منه
تاریخ آخرین ویرایش:- -
شنبه 3 شهریور 1386-10:08 ق.ظ
با عرض سلام خدمت بانوان گرامی ، خانمهای عزیز ، دوست داشتنی ، ترگل ورگل و خوش برورو. از آنجایی که اکثر بانوان محترمه زجر کشیده و مظلوم ایرانی در کنار یک مرد دد منش و دیو سیرت و خون آشام زندگانی می نمایند که دارای یکی و یا تمامی صفات زیر:
• معتاد• پررو • بی پول • بچه ننه • رفیق باز • دودره باز • کفتر باز • بیکار • دروغگو • تنبل • شلم شوربا و بی نظم می باشند ، لذا بنیاد خیریه " شوهر آدم کنی " به مدیریت سرکار خانم فاطی کماندو ، در این راستا دست به فعالیت گسترده ای زده تا بتواند از جامعه محترم نسوان فریب خورده و تحت ظلم و اسارت این مردان دیو سیرت ، حمایت نماید.
در راستای تحقق بخشیدن به اهداف انسان دوستانه و خیر خواهانه ، در این مبحث ما شما را با روشهای متعدد و کاملا" علمی ترک اعتیاد در شوهران بی خاصیتتان آشنا می نمائیم:
اول - ابتدا کله پوک و پوچ شوهر بی خاصیت و معتاد و احتمالا" پررو و بد اخلاق خود را با ابزار قتاله ای مانند کفگیر یا ملاقه هدف گیری نمائید و ضربات سهمگین و مهلک را بر سر آن مفلوک وارد نمائید .
دوم – با گیره سالاد که البته بهتر است از جنس سیلور و دارای نقوش برجسته و اسلیمی باشد ، بینی شوهر معتاد و تنبل خود را فشار دهید ، بطوریکه کم بماند جان وی از ماتحتش خارج شود .
تبصره 1 – بانوان گرامی ، بخاطر داشته باشید که در این مرحله تصمیم به کوچ عاشقانه این عزیز سفر کرده نداریم ، خواهشمند است جوانب احتیاط را رعایت فرمائید
سوم – بعد از این عمل شوهر شما احتمالا" بی حال شده و مثل مارمولک روی زمین ولو می شود و فریاد می زند :
" ژن مردم ، کشتی منو ، دشت از شرم بردار، اشغری به دادم برش ، آخه این ژن یا ننه ی رشتم "
تبصره 2 – بانوان مکرمه محترمه ، در این مرحله گوش خود را به روی اراجیف او بسته و با قاطعیت در راه ترک اعتیاد وی کوشش نمایید
چهارم – با کمک مادر از جان گذشته و فداکار و یاری خواهر عزیز دردانه و هیکلی خود (تیریپ آرنولد ) دستها و پاهای شوهر بی خاصیت و نفله خود را گرفته و خیلی خفن و کشان کشان به سمت اتاق خواب ببرید .
تبصره 3 – برای ترک بهتر اعتیاد وی ، می توانید از مادر عزیز تر از جان ، درخواست نمائید که در بین راه مرحمت فرموده و با لگد های جانانه به نوازش ما تحت شوهر معتاد و بی خاصیت شما بپردازد تا دق و دلی چند سال گذشته از دلش خارج شود .
پنجم – شوهر معتاد خود را با حرکات ورزشی و نرمشی و کششی و پرتابی به مانند پشه به روی تخت خواب منتقل نمائید .
تبصره 4 – در این مرحله گفتن : " خاک بر سر خودت و ..... ( به جهت حفظ شئونات خانوادگی از گفتن این جمله معذوریم) " ، بسیار موثر و مفید می باشد و مطمئن باشید به شما توان مضاعف جهت ادامه کار را خواهد داد .
ششم – با سیم تلفن ، دستها و پاهای شوهر بی خاصیت و پررو و دغل و دودره باز خود را به 4 طرف تخت ببندید
هفتم – با یک گوشت کوب که البته بهتر است از نوع چوبی باشد ، شروع به مشت و مال وی نمائید ( شایان ذکر است که جهت حفظ اقتصاد خانواده در صورت نداشتن گوشت کوب چوبی می توانید از وردنه سایز متوسط استفاده نمائید
تبصره 5 – از زدن ضربه به نقاط حساس و کلیدی جدا" خود داری فرمائید
هشتم – با کمک آن یار شفیق و همیشه در صحنه یعنی مادر مهربان و دلسوز و دوست داشتنی و فداکار خود ، به روی میز توالت بروید و دستها را مانند شیرجه از روی دایو به سمت جلو دراز کنید و با شمارش معکوس که احتمالا" زحمت آن بر عهده خواهرآرنولدتان می باشد ، بر روی شوهر بخت برگشته و احتمالا" مرحوم خود بپرید .
تبصره 6 - در این مرحله اگر صدای مشکوک انسانی به گوشتان رسید ، نگران نشوید ، زیرا 3 حالت دارد 1 – صدا از ناحیه گلو و به صورت فریاد بوده 2 – صدا از ناحیه شکمی و به صورت ترکیدن بوده و 3 – صدا از ناحیه ما تحت و به صورت گاز اشک آور بوده و احتمالا" به شدت محیط زیست را آلوده ساخته است .
نهم – در این مرحله می توانید از روش فشار و شکنجه روحی روانی استفاده نمایید. به این صورت که کنار دست او بنشینید و از خاطرات خوش دوران نامزدی و قدم زدن های عاشقانه زیر باران و بوسه های پنهان و .... صحبت نمائید . مطمئن باشید که شوهر بی خاصیت شما حاضر است بمیرد و یا اعتیاد خود را در 3 سوت ترک نماید ولی یاد دوران جاهلیت و طفولیت و نادانی خود نیفتد
دهم – مرحله بعدی درمان به جهت تقویت روحیه همسر متوفی ، گفتار درمانی می باشد . شما می توانید از طریق گفتمان به حل مسئله بپردازید :
به عنوان مثال می توانید از پرسشهای زیر استفاده نمائید :
الف – آتقی ، نگفتی ، منو بیشتر دوست داری یا اون مادر فولاد زرهتو؟
ب – آتقی ، نگفتی ، منو بیشتر دوست داری یا اون خواهر جز جیگر گرفتتو ؟
ج – آتقی ، نگفتی ، چند تا بچه پس بندازیم ؟ 5 تا خوبه ؟ کمه ؟ ای ول 8 تا چطوره ؟نه من دوست دارم وقتی سفره می ندازیم ، سر سفره بچه ها رو حاضر غایب کنیم !!! فکر کنم 10 تا خوبه !!! یا می خوای رندش کنیم سر راست 11 تا بشه ، یه تیم فوتبال راه بندازیم (وای چه رمانتیک )
د – آتقی ، نگفتی چی شد که شمسی خانم نتونست دختر کج و کولشو به تو بندازه ؟ کلک نکنه از اول عاشق من شده بودی ؟
ه – آتقی ، نگفتی بالاخره اون سرویس طلا رو کی برام می خری ؟
تبصره 7 - بانوان محترم در این مرحله حواس خود را کاملا" جمع نمائید . اگر صدایی به مانند " فیشششششششش " و یا " سسسسسسسس" از وی شنیده شد ، به سرعت دست خود را روی ما تحت وی قرار داده و بفشارید ، زیرا جان وی در حال خارج شدن می باشد . با این عمل می توانید از به رحمت خدا رفتن وی جلوگیری نمائید .
یازدهم – بانوان محترم لازم به ذکر است که اگر تلاش مذبوحانه شما بی اثر بود و وی ریق رحمت را سر کشید و پاسخ حق را لبیک گفت و به دیار باقی شتافت ، شما می توانید به آینده درخشان خودتان امیدوار باشید ، زیرا نه تنها اعتیاد او را ترک داده اید ، بلکه اعتیاد به زندگی را نیز در وی ریشه کن نموده اید .
دوازدهم - حال می توانید با خیال راحت به آشپزخانه بروید و در فکر تهیه خورشت قیمه و یا آبگوشت لپه جهت مراسم آن عزیز از دست رفته ، آن مرحوم مغفور ، آن همسر فداکار و دلسوز و آن پدر مهربان و ایثارگر ، باشید . امید است که روح وی قرین رحمت الهی گردد .
سیزدهم – بعد از شب هفت وی به دفتر بنیاد خیریه مراجعه نموده تا در اسرع وقت نسبت به استخدام شما اقدام لازم به عمل آید .
و من الله توفیق
مدیریت بنگاه خیریه شوهر آدم کنی
با سلام.من هم از امروز به این جمع اضافه شدم و میخواهم مطلب بفرستم.
وبلاگ من در بلاگ اسکای که فعلا خراب شده
jojo.blogsky.ir
تاریخ آخرین ویرایش:- -