:درباره وبلاگ

:آرشیو
:طبقه بندی
:پیوندها
:پیوندهای روزانه
:صفحات جانبی
:نویسندگان
:آخرین پستها
:ابر برچسبها
آماروبلاگ
پنجشنبه 18 شهریور 1389-12:15 ب.ظ
دلم تنگ است و دلتنگ اند دلتنگان و دل ریشان
شب عید است، لبخندی بزن، مولای درویشان!
اگر همسو نمیگردند با فریادهای تو
نمیگریند دل ریشان، نمیچرخند درویشان
هنوز آن سوی دنیا قدر خوبی را نمیفهمند
فراواناند بدخواهان و بسیارند بدکیشان
رها از خود شدم آن قدر این شبها که پنداری
نه با بیگانگانم نسبتی باشد نه با خویشان
به مرگ زندگی!... من مرگ را هم زندگی کردم
جدا از زندگانی کردن این مرگاندیشان
شب عید است لبخندی بزن تا عید فطر من
تبسم عیدی من باد، بادا عیدی ایشان
نظرات()
نوع مطلب :دین و مذهب
تاریخ آخرین ویرایش:- -
تبلیغات

