:درباره وبلاگ

:آرشیو
:طبقه بندی
:پیوندها
:پیوندهای روزانه
:صفحات جانبی
:نویسندگان
:آخرین پستها
:ابر برچسبها
آماروبلاگ
نصفه نیم کاره!به زودی همین پست آپدیت میشه
سفر نامه محرم 89
روز اول:
هلال ماتم اومده/ماه محرم اومده
من با این آدما هیچ کاری ندارم/فکر عشق خودمم در انتظارم
شب دوم:
توی آسمونت امشب بارون رحمت میباره
دل من/دل تنگم/هوای گریه داره/داره بارون میباره/دیگه آروم نداره
شب سوم:
درد و دل های بچه سه ساله. تا حالا درد دل های بچه 3 ساله رو شنیدی؟نشنیدی؟بابا انگشترت دست اینا چی کار میکنه؟این مال بابامه.پسش بده.عمه من اینجا هیشکی رو ندارم،بابام هم ولم کرده رفته...
تا حالا صدای تو گوشی شنیدی؟تو گوشی خوردی از دستی که سه برابر صورتت باشه؟
شب چهارم:
تا حالا صدای پای اسب شنیدی؟تا حالا ارباً اربا دیدی؟تا حالا تکه تکه دیدی؟تا حالا تکه یه بچه یازده ساله رو که لای پنجره گیر کرده باشه رو دیدی؟
تا حالا استخون خورد شده دیدی؟تا حالا پهلوی شکسته دیدی؟تا حالا انتقام خون مادر گرفتن رو دیدی؟
شب پنجم:
تا حالا حجاب دیدی؟تا حالا زن دیدی؟تا حالا مصیبت دیده دیدی؟داغ دیده دیدی؟تا حالا عمه دیدی؟
تا حالا نامرد دیدی؟تا حالا غیرت داشتی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
به زودی ادامه رو در همین پست آپدیت میکنم
تبلیغات

