تبلیغات
آسمان ایران - زاینده رود
سه پرتو همدلی ، همفکری و همکاری-وب شخصی آرش پیک-دست نوشته های علمی و شخصی

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:طبقه بندی

:پیوندها

:پیوندهای روزانه

:صفحات جانبی

:نویسندگان

:آخرین پستها

:ابر برچسبها

:نظرسنجی

آماروبلاگ

سه شنبه 14 اردیبهشت 1389-10:14 ق.ظ



بسم الله

سلام

چند روز پیش پنج شنبه بود و رفته بودیم اصفهان مسابقات روباتیک کشوری.خیلی دلم گرفته بود.از تو دانشگاه صنعتی گرفته تا تو شهر همه شنگول و منگول!!

تو خیابون داشتم قدم میزدم که سرویس مدرسه ای رو دیدم که همه شاد شاد.لابد شادیشون به خواطر پنج شنبه بودن اون روز بود!به خواطر اینکه یه روز نمیرن مدرسه و بازی و تلوزیون و ...

کنار سی و سه پل با بچه های تیم قدم میزدیم ، دیگه شب شده بود .کنار رودخونه زاینده رود توجه من رو به خودش جلب کرد.آب کثیف و پر از آشغال که از آب های وسط رودخونه جا میموندن.آبهایی که حرکت و رفتن آب های وسط رودخونه رو میدیدن و فقط یه ذره جا به جا میشدن و بر میگشتن سر جای اولشون.چه حسرتی داشتن!!!شاید میتونستن خودشون رو به وسط رودخونه بکشن و با اونا برن ولی نمیکشیدن.منتظر یه باد بودن که اون ها رو به وسط رودخونه ببره.

یعنی میشه شادی ما برا این باشه که ممکنه فردا یه بادی بیاد و ما رو ببره؟




تاریخ آخرین ویرایش:- -